💡 پندانه

شعر 🍬 داستان 🍬 مطالب مفید🍬 معما

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حکایت بهلول» ثبت شده است

سکه ی طلا

آورده اند که بهلول سکه طلائی در دست داشت و با آن بازی می نمود . شیادی چون شنیده بود بهلول
دیوانه است جلو آمد و گفت :

ادامه مطلب...
۲۹ دی ۹۵ ، ۱۹:۵۱ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Mahdi Admin

پس گربه کجاست ؟؟؟

یک روز بهلول یک من ( سه کیلوگرم) گوشت خرید ، به خانه برد ، به زنش گفت : من امشب مهمان دارم این یک من گوشت را برای شام آنان کباب کن!

ادامه مطلب...
۲۹ دی ۹۵ ، ۱۵:۴۹ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Mahdi Admin

تعلیم بهلول

به یکی از دوستان شخصی الاغ قشنگی جهت حاکم کوفه تحفه آورد .
حاضرین مجلس به تعریف و توصیف الاغ پرداختند .
یکی از حاضرین به شوخی گفت :
من حاضرم به این الاغ قشنگ ، خواندن بیاموزم .

ادامه مطلب...
۲۸ دی ۹۵ ، ۱۸:۱۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Mahdi Admin