💡 پندانه

شعر 🍬 داستان 🍬 مطالب مفید🍬 معما

۴ مطلب در دی ۱۳۹۶ ثبت شده است

هرانچه از من بر می امد

گنجشکی با عجله و با تمام توان به آتش نزدیک می‌شد و برمی‌گشت‌!

پرسیدند : چه می‌کنی؟

ادامه مطلب...
۲۷ دی ۹۶ ، ۱۲:۰۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Mahdi Admin

دیگ ملانصرالدین

می گویند ملانصرالدین از همسایه اش دیگی را قرض گرفت .
چند روز بعد دیگ را به همراه دیگی کوچک به او پس داد.

ادامه مطلب...
۲۴ دی ۹۶ ، ۱۹:۳۷ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
Mahdi Admin

وزیر پادشاه


پادشاهی وزیری داشت که هر اتفاقی می افتاد ،می گفت: خیراست!! روزی دست پادشاه درسنگلاخ ها گیرکرد و مجبور شدند انگشتش را قطع کنند،وزیر در صحنه حاضر بود و گفت:خیر است!

ادامه مطلب...
۲۴ دی ۹۶ ، ۱۷:۳۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Mahdi Admin

درویش

درویشی به دهی رسید
عدّه ای از بزرگان ده را دید که نشسته اند
پیش رفت و گفت :
چیزی به من بدهید

ادامه مطلب...
۲۴ دی ۹۶ ، ۱۶:۱۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
Mahdi Admin